المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

91

مروج الذهب ( فارسى )

كسى از آنها را دو هزار دو هزار مستمرى بدهد و هر كه بميرد پسر و پسر عمويش جايش را بگيرد و امر و نهى و صدر مجلس خاص قحطانيان باشد و همه حل و عقل امور به رأى و مشورت ايشان انجام شود مروان نيز بدين شروط رضايت داد . حسان مطيع او شد ، مالك بن هبيرهء يشكرى به مروان گفت : « بيعت تو در گردن ما نيست ما نيز براى دنيا جنگ ميكنيم ، اگر همانطور كه معاويه و يزيد با ما رفتار ميكردند رفتار ميكنى ، يارى تو ميكنيم و گر نه همه فرشيان پيش ما يكسانند . » مروان نيز تقاضاى او را پذيرفت . آنگاه مروان بمقابلهء ضحاك بن قيس قهرى شتافت . قيس و قبايل مضر و ديگر قبايل نزار به ضحاك پيوسته بودند ، گروهى از قبيلهء قضاعه نيز با وى بودند كه وائل بن عمرو عدوى سالار آنها بود و پرچمى را كه پيمبر صلى الله عليه و سلم براى پدرش بسته بود ، همراه داشت . ضحاك و همراهان وى تابع دعوت ابن زبير شده بودند . مروان و ضحاك و تبعهء آنها در مرج راهط ، در چند ميلى دمشق روبرو شدند و جنگهاى سخت در ميانه رفت . بيشتر قبايل يمانى با مروان بودند . ضحاك بن قيس فهرى سالار سپاه ابن زبير ، بدست يكى از قبيلهء تيم اللاف كشته شد و بيشتر فراريان سپاه وى ، كه غالبا از قبيلهء قيس بودند ، به وضعى بى سابقه كشته شدند . مروان بن حكم در اين باب ميگويد : « وقتى مردم را ديدم كه دل بجنگ دارند و مال به غصب گرفته مىشود ، طايفهء غسان و كلب و سكسكىها را ، كه مردان فراوان بودند ، بر ضد آنها دعوت كردم . مردم قين در سلاح آهن راه مىپيمودند و طرفدار مروان و دينى استوار بودند . » برادر وى عبد الرحمن بن حكم نيز در اين باب گويد : « گفتگوى اهل مرج بمردم فرات و مردم فيض و نيل رسيده است . » . زفر بن حارث عامرى كلابى همراه ضحاك بود و چون دشمنان شمشير در قوم وى نهادند ، روى بگردانيد و دو تن از بنى سليم نيز همراه وى بودند ، اما اسبان آنها از